السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
120
تفسير الميزان ( فارسي )
يوسف و برادر تنىاش مىباشد كه عده شان ده نفر بوده ، و به شهادت جمله * ( « وَنَحْنُ عُصْبَةٌ » ) * مردانى نيرومند بودهاند كه رتق و فتق امور خاندان يعقوب و اداره گوسفندان و اموالش به دست ايشان بوده . و اينكه گفتند « يوسف و برادرش » با اينكه او برادر ايشان هم بوده ، و همه فرزندان يعقوب بودهاند ، خود مشعر به اين است كه يوسف و اين برادرش از يك مادر بوده ، و نسبت به آن ده نفر فقط برادر پدرى بودهاند . و از روايات برمىآيد كه اسم برادر پدر و مادرى يوسف « بنيامين » بوده . و از سياق آيات برمىآيد كه هر دوى آنان اطفالى صغير بودهاند و كارى از آنان ساخته نبوده ، و در اداره خانه يعقوب و تدبير چهارپايان آن جناب مداخله اى نداشتهاند . جمله * ( « وَنَحْنُ عُصْبَةٌ » ) * يعنى : و ما ده نفر قوى هستيم كه ضعف بعضى با قوت بعضى ديگر جبران شده . اين جمله حال از جمله قبلى است و بر حسادت و غيظ و كينه آنان نسبت به پدرشان يعقوب دلالت مىكند ، كه ناشى از محبت بيشتر وى نسبت به آن دو بوده ، و به منزله تتمه تعليل جمله * ( « إِنَّ أَبانا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ » ) * است . پسران يعقوب با جمله * ( « إِنَّ أَبانا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ » ) * حكم كردند بر اينكه پدرشان در گمراهى است ، و مقصودشان از گمراهى ، كج سليقه گى و فساد روش است ، نه گمراهى در دين . براى اينكه اولا استدلال ايشان اين معنى را مىرساند ، چون در مذاكره خود گفتند كه ما جماعتى نيرومند و كمك كار يكديگر و متعصب نسبت به يكديگريم ، و تدبير شؤون زندگى پدر و اصلاح امور معاش و دفع هر مكروهى از وى بدست ما و قائم به ماست ، و يوسف و برادرش دو طفل صغيرند كه كوچكترين اثرى در وضع زندگى پدر نداشته ، بلكه هر كدام به نوبه خود سربارى بر پدر و بر ما هستند ، و با چنين وضعى محبت و توجه تام پدر ما نسبت به آن دو ، و اعراضش از ما روش ناصحيحى است ، زيرا حكمت و عقل معاش اقتضاء مىكند كه انسان نسبت به هر يك از اسباب و وسايل زندگيش به قدر دخالت آن در زندگى اهتمام بورزد ، و اما اينكه آدمى تمامى اهتمام خود را از همه اسباب و وسايل مؤثر بريده ، مصروف چيزى كند كه دست شكسته اى بيش نيست ، جز ضلالت و انحراف از صراط مستقيم زندگى وجه ديگرى ندارد ، و اين مساله هيچ ارتباطى به دين ندارد ، زيرا دين اسباب ديگرى از قبيل كفر به خدا و آيات او ، و مخالفت او امر و نواهى او دارد . و ثانيا فرزندان يعقوب مردمى خداپرست و معتقد به نبوت پدرشان يعقوب بودهاند ، به شهادت اينكه گفتند : * ( « وَتَكُونُوا مِنْ بَعْدِه قَوْماً صالِحِينَ » ) * و نيز در آخر سوره گفتند : « يا أَبانَا